با فعالان دانشجویی و فعالان مدنیگزیده ی خبرگزاری ها درباره مبارزه های مدنی |
||
فراز هایی از مقاله ی " تجربه و درسهای جنبش ۱۹۶۸ " منتشر شده در June 25
کارل مارکس – با درسگرفتن از شکست انقلابهای اروپایی ۱۸۴۸ – تمایز مابین چشمانداز خردهبورژوایی و چشمانداز طبقهی کارگری را بهصورت زیر توصیف کرد: «خرده بورژوازی دموکراتیک، از خواست ِ انتقال کل جامعه به سمت منافع پرولتاریای انقلابی بسیار دور است، تنها از این رو آرزوی تغییر در شرایط اجتماعی را دارد تا جامعهی موجود را تا حد ممکن برای خود راحتتر و قابل تحملتر کند.»
نیمه دوم دهه ۱۹۶۰ میلادی عرصه حرکتهای اعتراضی متنوعی بود که در جهان غرب (از آمریکا تا اروپا) گسترش یافت. در هر کشوری با نمودی متفاوت جلوهگر شد، از تظاهرات آرام روشنفکری تا خیزشهای خشونت آمیز تودهای. عامل اساسی جنبش ۱۹۶۸ بحران نظام اقتصادی سرمایهداری بود. این بحران در فروپاشی تدریجی نظام مالی برتون وودز (نظامی متکی بر دلار امریکا) که در سال ۱۹۴۴ و برای دوران بازسازی اقتصاد سرمایه داری پس از جنگ در نظر گرفته شده بود تجلی یافت. کارگران، روشنفکران، هنرمندان و دانشجویان و... همگی در جنبش ۱۹۶۸ شرکت کردند. اعتراض آن جنبش به مناسبات حاکم بر جامعه سرمایهداری مدرن بود. کارگران در جهان صنعتی غرب، براساس تحلیل ایدهالیستی مکتب فرانکفورت از مارکسیسم و عدم درک تضادهای عینی تولید سرمایهداری، عامل تغییر نیستند و وارد یک رابطهی عاشقانه با بورژوازی شدهاند. اما اعتراض و اعتصابهای عمومی کارگران در جنبش ۱۹۶۸ این نظریات را بیاعتبار کرد.
...
اعتراضهای اخیر ایران قابل مقایسه با جنبش ۶۸ نیست، آن اعتصابهای عمومی بود و این تنها اعتراض خیابانی است! وارونگی ابراز تضادهای جامعه ایران، تفاوت اساسی میان این اعتراضها و آن جنبش است. اقشاری که در خیابانها هستند نه در راستای منافع خود، که در راستای مفانع یک جریان سیاسی حرکت میکنند. اگر برخلاف انتظار، این حرکت ماجراجویانه به پیروزی برسد، نتیجهی آن، به دلیل ارتجاعی بودن نیروهای سیاسی هدایت کنندهی این جریان، برای طبقهی کارگر، به طور کامل، فاجعهبار خواهد بود. اما بحث بر سر مقایسه نیست، این متن تنها جهت آموزش و عدم تکرار اشتباهات نوشته شده است.
آنان که موسوی را با رنگهای روشن و دمکراتیک رنگآمیزی میکنند به سادهگی پیشینهی او را به عنوان یک مدافع تندروی رژیم مذهبی نادیده میگیرند. موسوی گفته است که تغییری نکرده (و همان فرد ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹) است. بسیاری در تظاهراتهای پاریس، برلین، نیویورک، کپنهاک، بروکس و... میکوشند تا خصومت با رژیم را در جهت تقویت موسوی هدایت کنند! هم احمدینژاد و هم موسوی در تبلیغات موضع ریاکارنهای به عنوان فردی مردمی که همدرد فقرا میباشد، گرفته بودند اما هر دو از مدافعان نظام موجود و منافع بورژوازی ایران هستند که آزمون خود را پیش از اینها به نظام حاکم پس دادهاند. موسوی باید موضع خود را، درباره چیزهایی که در زمان نخست وزیری وی رخ داد، مانند سرکوب مخالفان سیاسی، زندانی کردن و کشتار هزاران چپگرا، ماجرای ایران–کنترا (مکفارلین) اعلام کنند و حتا در مواردی مانند انقلاب فرهنگی که در زمان نخست وزیری وی نبود، نیز اعلام کنند که چه موضعی دارند و هدفش از فعالیت در شورای عالی انقلاب فرهنگی چه بوده است.
یکی از درسهایی که از جنبش ۱۹۶۸ فرانسه میتوان آموخت، مشکل نبود هیچ نشانی از آگاهی انقلابی به معنای مارکسیستیاش در بین دانشجویان بود. مفاهیم سیاسی غالب در میان دانشجویان، از زرادخانهی نظری به اصطلاح چپجدید گرفته میشد. چپ جدید به جای توجه به طبقهی کارگر به عنوان یک طبقهی انقلابی، کارگران را تودهای مرتجع برمیشمارد که به وسیله رسانهها و مصرف در جامعهی بورژوایی موجود، جذب شدهاند. چپ جدید نتیجه میگیرد که انقلاب نه با طبقهی کارگر، بلکه باید با روشنفکران و گروههای به حاشیه رانده شدهی جامعه، به ثمر برسد. از نظر چپ جدید، نیروهای پیشبرنده، نه تضادهای طبقاتی ِ جامعهی موجود، که اندیشهی انتقادی و فعالیتهای نخبگان روشنفکر است.
این نقطه نظر که نقش انقلابی طبقهی کارگر را – که موقعیت آن در جامعه با نبردهای طبقاتی چاره ناپذیر مشخص میشود – انکار میکنند، سالهای نوری با مارکسیسم فاصله دارد! نیروی پیشبرندهی انقلاب، مبارزهی طبقاتی است که به صورت عینی پایهریزی میشود. وظیفهی انقلابیون مارکسیست، دادن شوک الکتریکی به طبقهی کارگر با فعالیت تحریکآمیز نیست؛ بلکه ترویج یک آگاهی سیاسی و ایجاد یک رهبری انقلابی تواناست، تا مسوولیت سرنوشت خویش را برعهده گیرند.
درس دیگری که از جنبش ۱۹۶۸ این است که نبردهای خیابانی آنارشیستگونه در میدان لاتین، هیچ کمکی به آموزش سیاسی کارگران و دانشجویان نکرد و هرگز یک تهدید جدی برای دولت فرانسه نبود. ابزارهای پلیسی و ارتش فرانسه در سال ۱۹۶۸ با تاکتیکهای انقلابی قرن نوزدهم – مانند ساخت ِ سنگر در خیابانهای پایتخت – نمیتوانست سرنگون شود و نشد. گرچه در اصل نیروهای امنیتی مسوول سطح بالای خشونت در نبردهای خیابانی میدان لاتین بودند، اما عنصر مسلم دیگر، رومانتیسیسم انقلابی کودکانهای بود که دانشجویان را مشتاقانه به ساخت سنگر و بازی موش و گربه با پلیس سوق میداد.
آشفتگی کارکرد نهادها در دوران جمهوری اسلامی: برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در مصلی و برگزاری همیشگی نماز جمعه در دانشگاه تهران در عین خاتمه یافتن کار ساختمان مصلی با صدها میلیارد تومان هزینه. چه ضرورتی دارد که ناشران را علی رغم میل آنها در مصلی جای داد و آنها را که جرات اعتراض به این امر را داشته اند با محروم کردن از حضور در نمایشگاه کتاب یا لغو مجوز تنبیه کرد.
پرسیدند: برای خرید یخچال باید کجا رفت؟ گفتند: مسجد.
پرسیدند: پس اهل نماز کجا می روند؟ گفتند: دانشگاه
پرسیدند: دانشجوها کجا می روند؟ گفتند: زندان
پرسیدند: خلافکاران کجا رفتهاند؟ گفتند: کمیتههای انقلاب.
پرسیدند: انقلابیها کجا رفتهاند؟ گفتند: زیر خاک
RFI


" اختران" یکی از ناشرانی که امسال جای غرفه او در نمایشگاه خالی است . اردهالی مدیر این انتشارات می گوید : اردیبهشت ماه سال گذشته ما طبق معمول مدارک خود را برای تمدید پروانه نشر به ارشاد ارائه دادیم . اما آن ها با وجود این که معمولا این کار سه هفته تا یک ماه طول می کشد با گذشت یک سال پروانه ما را تمدید نکرده اند .
وی ادامه داد :در آستانه نمایشگاه هم مسئولین نمایشگاه از ما خواستند تا با ارائه نامه ای از ارشاد مبنی بر این که تفاضای تمدید مجوز کرده ایم در نمایشگاه شرکت کنیم . اما ارشاد از صدور چنین نامه ای نیز خود داری کرد و حق شرکت در نمایشگاه را از ما گرفت .این در حالی است که ما در طول فعالیت خود کوچکترین تخلفی نداشته ام .
نشر " آگه" از دیگر ناشرانی است که امسال محوز عرضه کتاب های خود را در نمایشگاه را نیافت .وی در این باره می گوید :ما مطابق معمول هر سال تقاضای شرکت در نمایشگاه را دادیم اما بدون هیچ اعلام قبلی مسئولین نمایشگاه به ما اعلام کردند که نمی توانید درنمایشگاه شرکت کنید .
حسینعلی خانی افزود : ما از طریق ارشاد موضوع را پیگیری کردیم اما هیچ پاسخی به ما داده نشد . از طریق اتحادیه هم پیگیری کردیم که با وجود تلاش آنها هنوز هیچ پاسخی نیامده است .
حاجیزاده مدیر انتشارات "جامه دران" هم با معضل مشابهی روبروست :بعد از تمام پیگیری های ما گفتند که دستور آمده است که شما نمیتوانید شرکت کنید . گویا لیستی تهیه شده بود که تعدادی از ناشران حق شرکت درنمایشگاه را ندارند . البته تمام این صحبت ها شفاهی بوده است چون ارشاد تقریبا هیچ چیز را کتبا به ما اعلام نمی کند .
این فعال حوزه نشر گفت : مدیر کمیته ناشران داخلی اعلام کرد که علت عدم حضورتان تخلف بوده است . در حالی که بر اساس آیین نامه اگر ناشری در یک نمایشگاه دو یا سه بار تذکر کتبی بگیرد از نمایشگاه سال بعد حذف می شود . اما ما حتی یک تذکر کتبی هم دریافت نکردیم . در زمینه چاپ کتاب هم هیچ تخلفی نداشتیم چون اصولا به ما اجازه چاپ کتاب در سال گذشته داده نشد .
امینی مدیر داخلی نشر "دیگر" که از دیگر حذف شدگان نمایشگاه است می گوید: امسال علاوه بر شرایط عمومی و قانونی برای حضور در نمایشگاه شروط محتوایی هم گذاشته بودند . به این معنا که به قول خودشان از عرضه کتب نازل جلوگیری کنند به همین علت به بعضی از ناشران اعلام کردند که حق ندارند بعضی از کتب شان را به نمایشگاه بیاوند.
ناشرانی همچون آگاه، دیگر، اختران، جامه دران و چند انتشارات دیگر هم بدون اعلام هیچ دلیلی از شرکت در نمایشگاه کتاب منع شدند.
محمد پورعبدالله (دانشجوی زندانی) به گزارش منابع حقوق بشری و مادر وی، در وضعیت جسمی بدی به سر میرد. این دانشجو اکنون بیش از نود روز است که جدا از دانشجویان دیگر درزندان های انفرادی و بخش مجرمین عادی به سر می برد.
خانم سیما سال نو (مادر محمد پورعبدالله) می گوید: زمانی که برای اولین بار اجازه ملاقات با فرزندش را یافته، این دانشجوی زندانی به دشواری می توانسته قدم بردارد.
RFI - 18/05/2009
کمپین بینالمللی حقوق بشر درخواست کرده که منصور اسانلو (رئیس هیئت مدیرۀ سندیکای شرکت واحد) به دلیل شرایط بد جسمی از زندان آزاد شود.
پرویزخورشید وکیل وی میگوید که پزشک زندان نیزوضعیت جسمی ناگوار اسانلو را تایید کرده است.
کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران روز یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت طی بیانیهای از مقامات قضایی ایران درخواست کرد که منصور اسانلو را از زندان آزاد کنند.
در بیانیه این کمپین با اشاره به مرگ امیدرضا میرصیافی وبلاگنویسی که اسفند ماه گذشته در زندان اوین درگذشت، آمده است: «مسئولین زندانهای ایران سابقۀ سیاهی در فراهم آوردن درمان پزشکی برای زندانیان عقیدتی دارند».
هفته گذشته نیز مادر منصور اسانلو در نامهای که خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشت، خواستار آزادی فرزند خود شد.
پرویز خورشید وکیل مدافع اسانلو میگوید وضعیت جسمی موکلش در شرایطی است که حتی پزشک زندان نیز گواهی داده که وی قادر به ادامه حبس نیست و باید هرچه زودتر آزاد شود، اما تا کنون مسئولین قضایی به درخواست آزادی وی توجهی نکردهاند. اسانلو تا به حال یک عمل جراحی قلب باز و یک جراحی چشم انجام داده است.
منصور اسانلو رئیس هیأت مدیره سندیکای شرکت واحد از تیرماه ۱۳۸۶ در بازداشت به سر میبرد. وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به ۵ سال حبس محکوم شده است.

منصور اسانلو (رئیس هیأت مدیره سندیکای شرکت واحد)
ویچهوله: آقای خورشید نگرانیهایی در مورد وضعیت جسمانی موکل شما آقای اسانلو وجود دارد. آیا خبری از ایشان دارید و میدانید الان وضعیت جسمی و روحیشان به چه صورتی است؟
پرویز خورشید: هفتهی گذشته، من و آقای دکتر مولایی که وکیل دیگر ایشان هستند به زندان رجایی شهر کرج مراجعه کردیم و حدود یکساعت با ایشان ملاقات حضوری داشتیم. ظاهرشان چیزی نشان نمیدهد و آن ناراحتی و نگرانیهایی که شما مطرح میکنید در ظاهر وجودشان پیدا نیست. ولی از نظر اظهارنظر تخصصی، گواهیهایی که ما از طرف پزشکان داریم، نشان میدهد که ایشان دچار بیماریهای متعددی هستند و سلامتی ایشان الآن در معرض تهدید است. هم از نظر نظریهپزشکی و هم از نظر قانونی. ولی با تمام این مصائبی که ایشان دارند، بسیار روحیهبالایی دارند و فعلا دارند حبس را تحمل میکنند.
دویچهوله: آیا پس از انتشار نامهی مادر ایشان خطاب به ریاست قوه قضاییه، شما پیگیری کردید که ببینید امکان آزادی ایشان وجود دارد یا خیر؟
بله. من و آقای دکتر مولایی پیگیر کارهای ایشان هستیم. دکتر معالج زندان مشروحا عوارض بیماریی که ایشان دچارش هستند را اعلام کردهاند، از جمله دیسک کمر که به مرحلهی جراحی رسیده و جراحی چشم، که ایشان شبکیه چشمشان هم جراحی شده. علاوه براین دچار بیماریهای حساسیت پوستی و غیره هم هستند و با توجه به سوابق جراحی قلبی که ایشان دارند و گواهیهای پزشکی آنها را هم در اختیار داریم. در گزارش مشروح معاینات متعددی که از ایشان کردهاند و اظهارنظر پزشک متخصص متکی بر آزمایشهاست و نه معاینات سطحی، پزشک زندان گزارش کرده است که تحمل کیفر برای ایشان سنگین است و سلامت جانی ایشان را تهدید میکند. نظریهپزشک به مقامات قضایی و مقامات دادسرا منعکس شده است و ما پیگیری کردیم. و در پیگیریهایمان امیدوار هستیم بالاخره مقامات قضایی و امنیتی کشور متقاعد بشوند ایشان را آزاد کنند.
دویچهوله: آیا قانونی وجود دارد که مطابق آن ، با توجه به وضعیت جسمی آقای اسانلو بتوان درخواست آزادی ایشان را مطرح کرد؟
قوانین موجود ما علاوه براین که این اختیار را به مسئولین قضایی داده است، حتا مسئولین زندان را نیز مکلف کرده است. ما مواد قانونی داریم که در موقعی که زندانی دچار بیماریهای صعبالاعلاج یا سختی است، تکیف میکند که زمینهی آزادی زندانی را فراهم بکنند. با توجه به این که آقای اسانلو دوسال و نیم است که دارد حبس میکشد و بسیار هم سخت گذشته است، و مدتی از این دوران زندانیشدن ایشان هم در سلول انفرادی بوده، الان از نظر قوانین استحقاق آزادی را دارد. ولی متاسفانه یک مقدار تعلل صورت میگیرد و ما همچنان پیگیر هستیم که مسئولین پرونده، مسئولین قضاییـ امنیتی را برای آزادی ایشان متقاعد کنیم.
دویچهوله: آقای خورشید آیا شما خبری از دستگیرشدگان روز کارگر و همکاران سابق آقای اسانلو دارید که به طور دستهجمعی در روز کارگر امسال دستگیر شدند ؟
سه نفر از آنها از اعضای سندیکا و از کارگران شرکت واحد هستند که وکالت یکیشان را در دو سال گذشته که دستگیریهای جمعی سندیکا پیش آمده بود به عهده داشتیم، اما در حال حاضر وکالتشان را در اختیار نداریم. ولی از بقیهی دستگیرشدگان اطلاعی ندارم، چون ما فقط وکیل کارگران هستیم.
دویچهوله: آن افرادی که فرمودید، کارگران شرکت واحد هستند، وضعیتشان الان به چه صورتی است؟ جزو آزادشدگان بودند یا آنها همچنان در زندان هستند؟
تا امروز من خبری از آزادیشان ندارم.
مصاحبهگر: میترا شجاعی / تحریریه: بهنام باوندپور
دویچه وله 18.05.2009
حدود صد تن از دستگیرشدگان تجمع اول ماه مه در پارک لاله تهران در وضعیت بدی در قرنطینۀ زندان اوین به به سر می برند.
تجمع خانواده های دستگیرشدگان در مقابل دادگاه انقلاب با بدرفتاری مأموران روبرو شد.
فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران می گویند که دستگیرشدگان تجمع اول ماه مه در پارک لاله تهران در وضعیت بدی در قرنطینه زندان اوین به به سر می برند. به گفتۀ این منابع، شمار دستگیرشدگان، اعم از زن و مرد، بین نود تا صد تن تخمین زده می شود و بسیاری از آنان در هنگام دستگیری مورد بدرفتاری های جسمی قرار گرفته اند.
روز شنبه نیز خانواده های دستگیرشدگان برای چندمین بار و به منظور کسب اطلاع از وضعیت و سرنوشت دستگیرشدگان در مقابل دادگاه انقلاب تهران تجمع کردند که به گفتۀ شاهدان عینی با بدرفتاری مأموران دادستانی و بی تفاوتی حسن زارع دهنوی، معروف به قاضی حداد، روبرو شدند.
RFI 09/05/2009 ---------
به گفتهی فرزند یکی از بازداشتشدگان روز کارگر، حدود ۱۴ زن دستگیرشده، در بند معتادان زندان اوین نگهداری میشوند.
در میان بازداشتشدگان، چندین روزنامهنگار و وبلاگنویس نیز حضور دارند.
با گذشت ۱۱ روز از دستگیری تعدادی از فعالان کارگری، دانشجویی و زنان در مراسم برگزارنشدهی روز کارگر در پارک لالهی تهران، هنوز به وکیل و خانوادههای آنان اجازهی ملاقات داده نشده است. این در حالی است که مراجعهی هرروزهی خانوادههای این افراد به دادگاه انقلاب نیز عموما بدون نتیجه و گاه با پرخاشگری از سوی ماموران روبرو شده است.
پگاه فرجاللهی، فرزند مریم محسنی یکی از بازداشتشدگان روز کارگر، میگوید که بعد از ۱۰ روز بازداشت، روز دوشنبه، بیست و یکم اردیبهشت، اولین باری بوده که مادرش با منزل تماس گرفته است. پگاه فرجاللهی در این مورد توضیح داد: «مادرم دیشب توانست با خانهی ما تماس بگیرد و من میدانم که الان حدود ده شب است که بیخوابی شدید دارد. از روز جمعه که بازداشت شده تا حالا میدانم که مادرم در زندان اوین است و الان در بند معتادان نگهداری میشود و بیشتر از ده روز است متاسفانه کمخوابی شدید دارد. به دلیل اینکه دارو در دسترسشان قرار نمیگیرد و مادر من هم مریض است. دیروز من از دادگاه انقلاب نامه گرفتم برای اینکه مادرم را به بهداری ببرند و به او دارو بدهند تا بتواند بخوابد. ولی متاسفانه این کار را نکردند. من امروز دوباره پیگیری کردم که چرا نامه را ندادید. جواب من را اصلا ندادند و برخورد خیلی بدی با من داشتند.»
فرزند مریم محسنی میگوید، حدود ۱۴ زن بازداشتشده در روز کارگر در بند مخصوص معتادان در زندان اوین و در شرایط بسیار بد به سر میبرند. وی میگوید: «الان تا آنجایی که من میدانم حدود سیزدهـ چهارده نفر در بند معتادین که در واقع قرنطینه است نگهداری میشوند. این بند، بندیست که اصطلاحا خود زندانیان و مسئولین زندان به آن میگویند بند ’’متادون‘‘ . اینها در آنجا نگهداری میشوند و از هرگونه امکاناتی هم محروم هستند.»
مریم محسنی بیمار و ناچار از مصرف داروست ولی اصرارهای او در طول یازده روز بازداشتش برای رفتن به بهداری زندان تاکنون نتیجهای نداشته و مسئولان زندان اوین از بردن او به بهداری خودداری میکنند.
پیگیریهای مکرر دختر او به دادگاه انقلاب برای گرفتن جوابی مشخص در مورد اتهام مادرش و مدت نگهداری او تا کنون هیچ نتیجهای نداشته است. او میگوید: «من میدانم که تا الان چندین ساعت بازجویی داشته و من وقتی به دادگاه انقلاب مراجعه میکنم و میپرسم کی مادرم را آزاد میکنید، کی به من جواب میدهید، میگویند هنوز گزارششان نرسیده. دائم از آن روزی که او را گرفتند تا امروز که سه شنبهاست، جواب متناقض میدهند. یا جواب نمیدهند و برخورد وحشتناکی میکنند. من شنبه هفته پیش از خانم منیژه محمدی تقاضا کردم که وکالت مادر من را بهعهده بگیرند که با وکیلشان هم اصلا برخورد خوبی نشده. ، علیرغم این که بعضی از وکلا قبلا از افراد وکالت داشتند، هیچ وکیلی تا الان نتوانسته با زندانی ملاقات بکند، نتوانستند آنها را ببینند و با هیچیک از وکلا برخورد خوبی نشده».
نویسندگان هم در روز کارگر بازداشت شدند
مریم محسنی از فعالان حوزهی کارگری و عضو انجمن حمایتی _ فرهنگی کارگران است. وی همچنین نشریهای با محوریت مسائل کارگری به نام ’’آوای کار‘‘ منتشر میکند. محسنی در روز جمعه (یازدهم اردیبهشت)، روز جهانی کارگر، در پارک لاله تهران به همراه ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر دیگر دستگیر شد. تعداد زیادی از دستگیرشدگان، چون از رهگذران عادی بودند، همان شب آزاد شدند، ولی حدود بیست تا سی نفر همچنان در بازداشت هستند. هنوز هیچ آمار رسمیای در مورد تعداد دقیق بازداشتشدگان روز کارگر منتشر نشده است.
در میان بازداشتشدگان چندین وبلاگنویس و روزنامهنگار نیز وجود دارند. جلوه جواهری و کاوه مظفری، از اعضای تحریریه سایت مدرسه فمینیستی، امیر یعقوبعلی، روزنامهنگار و فعال دانشجویی، علیرضا ثقفی، سردبیر نشریهی توقیفشدهی “راه آینده“ و نیکزاد زنگنه، نویسندهی وبلاگ ’’نیکنوشت‘‘، از جمله این افراد هستند.
سازمان گزارشگران بدون مرز طی اطلاعیهای دستگیری روزنامهنگاران و وبلاگنویسان در روز جهانی کارگر را محکوم کرده و این بازداشتها را غیرقانونی خواند.
نویسنده: میترا شجاعی / تحریریه: کیواندخت قهاری
دویچه وله 12.05.2009
معلمان استان تهران که در هفته معلم قصد دیدار با وزیر آموزش و پرورش را داشتند
توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تعدادی از آنان بازداشت شدند.
روز دوشنبه (چهاردهم اردیبهشت) سومین روز هفته بزرگداشت معلم در ایران، جمعی از معلمان استان تهران برای بیان خواستهای خود مقابل ساختمان آموزش و پرورش در میدان فردوسی تجمع کردند.این تجمع با دخالت نیروهای امنیتی و لباس شخصی به زد و خورد کشیده شد و پنج تن از معلمان بازداشت شدند.
علی اکبر باغانی (دبیرکل کانون صنفی معلمان) میگوید رسول بداقی (عضو هیأت مدیره کانون) هم چنان در بازداشت است ولی از وضعیت سایر بازداشتشدگان اطلاعی در دست نیست.

رسول بداقی، عضو بازداشتشده کانون صنفی معلمان
دویچهوله: آقای باغانی، در تجمعی که دیروز معلمان جلوی وزارت آموزش و پرورش داشتند آقای رسول بداقی از اعضای هیات مدیرهکانون صنفی فرهنگیان و پنج معلم دیگر بازداشت شدند. برای ما توضیح بدهید که دیروز چه اتفاقی افتاد.
علی اکبر باغانی: کانون صنفی معلمان و دبیرخانهشورای هماهنگی معلمان سراسر کشور طبق بیانیهای که قبلا صادر کرده بودیم در راستای عدم اجرای قانون خدمات کشوری، به معلمان گفته بودیم که روز دوشنبه جلو وزارتخانه بیایند تا با وزیر و معاونت وزیر در رابطه با این موضوع صحبت کنیم. آقای احمدینژاد رییس جمهور در تاریخ ۲۹ بهمن ۸۷ قول داده بودند که قانون خدمات کشوری را از اول فروردین اجرا بکنند ولی متاسفانه به قول خود عمل نکردند. معلمان در تهران و بعضی از شهرستانهای اطراف تهران در مقابل ساختمان وزراتخانه و در شهرستانها در ادارات و در استانها هم در سازمانهای آموزش و پرورش تجمع داشتند. ما هم طبق قراری که داشتیم به جلو وزارتخانه رفتیم. من خودم وارد وزارتخانه شدم تا وزیر را متقاعد کنم که با معلمان گفتوگویی داشته باشد یا نمایندهای برای این کار اعزام بکند که چرا رییس جمهور قانون خدمات کشوری را که از سال ۸۶ تصویب شده و شورای نگهبان هم آن را تایید کرده، اجرا نمیکند. متاسفانه ما را از وزارتخانه بیرون کردند، در وزارتخانه را در ساعات اداری بستند و از این طرف هم متاسفانه پلیس امنیت و نیروهای امنیتی آمدند و معلمانی را که برای بیان همین خواستهی قانونیشان آمدهبودند، محاصره کردند و زیر فشار زیاد قرار دادند و شروع کردند به برخورد با معلمین. تعدادی از معلمین را هم دستگیر کردند، از جمله آقای بداقی، ولی قول دادند که همان لحظه آزادش میکنند. به همین دلیل، ما هم تا نزدیک ساعت سه آنجا بودیم، ولی متاسفانه به قول خودشان عمل نکردند و هنوز هم آقای بداقی در بازداشت هستند.
دویچهوله: غیر از آقای بداقی چند نفر دیگر بازداشت شدند؟
آن لحظه تعداد زیادی بازداشت شدند. آقای بداقی از هیات رییسه کانون صنفی معلمان ایران و تعداد دیگری هم دستگیر شدند که بعضیهاشان آزاد شدند. ما از تعداد آنها خبر نداریم. در واقع تعدادی هم دستگیر شدند که ما خبر موثق ازشان نداریم. گویا یک خانم هم بازداشت شده است.
دویچهوله: آیا ضرب و شتمی هم از سوی ماموران امنیتی صورت گرفت؟
بله. با وجود این که ما هیچ اقدامی علیه پلیس انجام ندادیم، اصلا سیاست کانون هم براین نیست، ولی متاسفانه ماموران معلمها را کتک زدند و حتا پیراهن و لباسهای تعدادی از معلمهای ما پاره شد و مورد ضرب و شتم شدید نیروهای امنیتی قرار گرفتند. اما کانون مدارا کرد و اقدامی انجام نداد و وقتی دیدیم فشار خیلی زیاد است، من به معلمها گفتم که پراکنده بشوند تا ما بتوانیم آقای بداقی را آزاد کنیم. با این که قول دادند، متاسفانه آقای بداقی را آزاد نکردند.
دویچهوله: آیا نیروهایی که معلمها را کتک میزدند لباس شخصی بر تن داشتند یا لباس فرم؟
معمولا در نشستهای معلمین که تا حالا ما داشتهایم، انواع نیروها وجود دارند که اکثرا لباسدارهای نیروهای انتظامی هستند. اما نیروهای لباس شخصی هم هستند که حالا من نمیدانم پلیس امنیتاند یا نیروهای خاصی دیگری هستند در هر حال آنها هم بودند. معمولا در این نوع حضور معلمان حتا جلو سازمان، جلو مجلس یا وزارتخانه این نیروها هم حضور دارند. در این جریان هم لباسشخصیها هم بودند.
دویچهوله: آیا امروز برای آزادی آقای بداقی و دیگر بازداشتشدگان پیگیری کردید؟
بله. ما از دیشب وارد این جریان شدیم. آقای بهشتی و بعضی از بچههای هیات مدیره پیگیر این جریان بودند. من و چند نفر از اعضای هیات مدیره به وزارت کشور رفتیم، و این جریان را با آنها هم در میان گذاشتیم. اما هنوز پیگیریها برای آزادی ایشان نتیجهای نداده است.
دویچهوله: میدانید الان کجا نگهداری میشوند؟
ایشان ظاهرا در دادسرای انقلاب در خیابان معلم هستند.
دویچهوله: آقای باغانی ظاهرا در سایر شهرهای ایران هم تجمعات مشابهی برگزار شده است، از جمله در کرمانشاه. آیا خبری از تجمعات شهرستانها دارید؟
ما خبرهای موثق داریم که در اکثر شهرها، در ادارات آموزش و پرورش برای همین مسئلهی عدم اجرای قانون قرار بود با مدیران بخشها صحبت بشود و در مراکز استانها هم در سازمانها تجمعاتی بوده ازجمله در کرمانشاه و شهرهای دیگر ایران. چون هفتهی معلم است و خواستههای معلمین باید از این طریق به مسئولین گفته بشود، تجمعاتی بوده اما این تجمعات خیلی منطقی و آرام و در درون آموزش و پرورش و ادارات انجام شده است. ولی متاسفانه این برخورد شدید در تهران معمولا روی شهرستانها و استانها هم اثر معکوس میگذارد.
دویچهوله: و قدم بعدی کانون صنفی معلمان برای رسیدن به خواستهایتان که الان سالها است به دنبال آن هستید و قرار بوده از اول فروردین اجرایی بشود و نشده، چه خواهد بود؟
هیات مدیرهکانون صنفی که الان آقای بداقی هم از آنها دستگیر شده است، سهشنبه هفتهی آینده شاید هم زودتر از آن، یک جلسه عمومی خواهیم داشت و امروز هم با آقای کروبی ملاقاتی داریم که معلمین کشور آنجا جمع میشوند. از ما دعوت شده تا در آن محلی که روز یکشنبه برای آقای موسوی برگزار شد و معلمها آنجا صحبت کردند، تشکلها و بخصوص کانون صنفی معلمان، امروز ساعت پنج با آقای کروبی جلسهای خواهیم داشت و این مسایل را مطرح خواهیم کرد که بلکه بتوانیم در صحبت با آقای میر حسین موسوی و آقای کروبی برای حقوق معلمان و رفع تبعیض و نابرابری عمل کنیم. و در آیندههم در شورای هماهنگی معلمان سراسر کشور، طبق بیانیهای مسایل را بیان خواهیم کرد.
مصاحبهگر: میترا شجاعی / تحریریه: فرید وحیدی
دویچه وله 05.05.2009
روز یکشنبه حدود دویست نفر از معلمان حقالتدریسی در جلوی مجلس شورای اسلامی حضور یافتند. چند نفر از آنان که از شهرهای تهران، کرج، خرمآباد و کرمانشاه بودند، به عنوان نمایندگان معلمان حقالتدریسی، با نمایندگانی از تهران و کرج در مجلس دیدار کرده و خواستهای خود را با آنان در میان نهادند.
خواست اصلی این گروه از معلمان این است که علیرضا علیاحمدی، وزیر آموزش و پرورش، به قول خود برای استخدام معلمان حقالتدریسیای عمل کند که در آزمون استخدام قبول شدهاند.
سال گذشته، در دوره وزارت محمود فرشیدی، شمار وسیعی از معلمان حقالتدریسی از شهرهای گوناگون ایران در آزمونی که از سوی این معلمان دشوار ارزیابی شده است، برای استخدام در آموزش و پرورش شرکت کردند. پنج هزار نفر از آنان در این آزمون پذیرفته شدند. قرار بود که آنان سپس در دوره فشردهای ۴۰ روزه به منظور کسب اطلاعات حرفهای لازم برای دبیری شرکت نمایند. اما این دوره هیچگاه برگزار نشد.
ادامه مطلبامسال دخترها و پسرهای زیادی با رتبههای بالا پشت در دانشگاه ماندند. سر و صدای زیادی به پا شد. خانوادهها نیز این بار همراه فرزندانشان به خیابان آمدند. گفته شد که حتی خیلی از نمایندگان شهرستانها در مجلس، نسبت به این طرح اعتراض دارند. مجلس و دولت به فکر «چاره» افتادند. پیدا کردن آن هم انگار زیاد سخت نبود. مشکل به اصطلاح سرانگشتی و با یک تلفن «حل» شد. چگونه؟ این پرسش را وحیده مولوی، فعال دانشجویی و عضو کمپین ضد سهمیهبندی جنسیتی، پاسخ میدهد: «آن روزی که ما رفته بودیم پیش آقای عباسپور، رییس کمیسیون آموزش مجلس، ایشان داشتند با یکی تلفنی صحبت میکردند و از آن طرف داشتند خط میدادند که بومیسازی را اینطوری کنید و آنطوری کنید. تا اینکه از آنسوی خط گفتند، خب بومیسازی را برای دخترها اجرا کنیم.» به همین سادگی!
در ادامه گزارش مریم انصاری آورده شده است.
یکی از اعضای انجمن مدافعان حقوق زندانیان می گوید هیچ رقم دقیقی از شمار زندانیان عقیدتی در دست ندارند و مقامات نیز از دادن آن خوداری می کنند.
محمد جواد مظفر، یکی از اعضای "انجمن مدافعان حقوق زندانیان" در ایران، دیروز، در یک مصاحبه مطبوعاتی به مناسبت انتشار گزارش سالانه این انجمن، با انتقاد از وضع زندانیان سیاسی در این کشور گفت : مقامات وجود زندانیان سیاسی را نفی می کنند، در صورتی که دانشجویان و فعالان سیاسی دیگر، تنها به دلیل انتقاد از اوضاع کنونی، به زندان افکنده شده اند. او افزود : در مورد زندانیان سیاسی تبعیض انجام می گیرد و در پاره ای موارد مقامات به آن ها مرخصی نمی دهند، در حالی که زندانیان متهم به قاچاق مواد مخدر به راحتی از این مر خصی برخوردار می شوند و گاه نیز به زندان باز نمی گردند.
محمد جواد مظفرممنوعیت دسترسی وکلا به موکلشان، نداشتن امکان حضور در کنار آنان به هنگام بازجوئی ها و وثیقه های بسیار سنگین برای دانشجویان، فعالان سیاسی و فعالان حقوق زنان را مورد انتقاد قرار داد.
یکی از اعضای این انجمن می گوید هیچ رقم دقیقی از شمار زندانیان عقیدتی در دست ندارند و مقامات نیز از دادن آن خوداری میکنند.
فریده غیرت، وکیل دادگستری، می افزاید که مقامات مانع بازدید اعضای انجمن از زندان ها میشوند. اعضای این انجمن هم چنین از مقامات می خواهند تا به اعدام جوانانی که پیش از رسیدن به هجده سال مرتکب قتل شده اند، پایان دهند.
گفتنی است که رئیس این انجمن، "عمادالدین باقی"، که در پاییز سال گذشته زندانی شده بود، در شهریور ماه به دلایل پزشگی، از زندان به مرخصی آمده است.
تاریخ انتشار 24/09/2008
RFI
در اطلاعیه اول مهر ماه سازمان عفو بینالملل نام ۹ فعال حقوق مدنی و فرهنگی آذربایجان آمده است که خانوادههای آنان و سازمانهای حقوق بشر نگران سرنوشت و وضعیت آنها در زندان هستند.
این ۹ نفر عبارتند از: علیرضا صرافی، مهندس عمران (روزنامهنگار و فعال فرهنگی)؛ اکبر آزاد ( نویسنده)؛ حسن راشدی (مهندس و مدرس زبان ترکی)؛ سعید محمدی موغانلی (شاعر و روزنامهنگار)؛ حسن رحیمی بیات (مهندس عمران و فعال حقوق بشر)؛ حسین حیدری (دانشجوی ارشد جامعهشناسی)؛ عباس نعیمی (فعال فرهنگی و عضو NGO اورین)؛ مهدی نعیمی ( شاعر و استاد زبان ترکی در دانشگاهها) و صیاد محمدیان. این فعالان حقوق مدنی و فرهنگی، در روز چهارشنبه ۲۰ شهریور به هنگام مراسم افطار در جمعی خصوصی در تهران دستگیر شدند و سپس ماموران امنیتی خانههای آنان را تفتیش کردند. وجه مشترک آنان این است که همگی در عرصه زبان و ادبیات آذری یا دیگر عرصههای فرهنگی و مدنی آذربایجان فعال هستند.
در ادامه گزارش کیواندخت قهاری (مصاحبهگر دویچه وله) آورده شده است.
"کانون مدافعان حقوق بشر" روز چهارشنبه (۳ مهر) در اعتراض به بازداشت فعالان اقلیتهای مذهبی، قومی و عقیدتی بیانیهای منتشر کرد و نگرانی خود را از افزایش تعداد این دستگیریها ابراز داشت.
این بیانیه عملکرد بعضی از نهادهای قدرت در ایران را «موجب از هم گسیختگی وحدت ملی» ارزیابی میکند؛ امری که میتواند از نظر این نهاد مدنی «نهایتن امنیت ملی را به مخاطره» بیندازد. "کانون مدافعان حقوق بشر" دستگیریهای اخیر، بهخصوص بازداشتهای اخیر در آذربایجان را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری دستگیرشدگان شده است.
دکتر محمد سیفزاده (عضو و از بنیانگذاران "کانون مدافعان حقوق بشر") در پاسخ به پرسشهای دویچه وله، عنوان میکند که قوه قضاییه و وزارت اطلاعات ایران معمولن به خواستهای مردم جنبهای امنیتی داده و با آنها برخوردی امنیتی میکنند.
در ادامه مصاحبه بهنام باوندپور (مصاحبهگر دویچه وله) با دکتر محمد سیفزاده آورده شده است.
در "قانون مجازات اسلامی" که در روز ۹ سپتامبر در مجلس قانونگذاری ایران به تصویب رسیده، برای بازگشت از اسلام (ارتداد) مجازت مرگ تعیین شده است. در این قانون از دو نوع "مرتد" سخن میرود: مرتد فطری و مرتد ملی. مرتد فطری کسی است که یکی از والدینش مسلمان بوده و خود پس از بلوغ اسلام آورده، سپس از آن رویگردان میشود. مرتد ملی کسی است که والدین غیرمسلمان داشته اما خود در سن بلوغ دین اسلام را پذیرفته و سپس از آن خارج شود. حد شرعی برای هر دوی این نوع مرتدها مرگ است، اما مرتد ملی این شانس را دارد که پس از دریافت حکم مرگ، تا سه روز ارشاد و توصیه به توبه میشود و چنانکه توبه نکند، حکم قتل او اجرا میشود.
در ادامه گزارش دویچه وله از اعتراض کلیسای پروتستان آلمان به قانون ارتداد آورده شده است. این حکم تمامی افرادی که خانواده مسلمان به دنیا آمده باشند، ولی دین دیگری انتخاب کرده باشند یا خدا اعتقاد نداشته باشند، و همچنین افرادی که اسلام را انتخاب کرده بوده باشند ولی بعد مذهب خود را تغییر داده باشند، را محکوم به اعدام خواهد کرد.
در ادامه متن مصاحبه شیرین جزایری (مصاحبهگر دویچهوله) با شیرزاد عبداللهی (کارشناس مسائل آموزشی در تهران) آورده شده است.
روز دوشنبه (اول مهر ماه) در ایران تعطیل رسمی است. سهشنبه دوم مهرماه، سال تحصیلی جدید برای ۱۴ میلیون دانش آموز آغاز میشود، اما بیش از ۳ میلیون ۶۰۰ هزار کودک از تحصیل محروماند. گرچه در قانون اساسی جمهوری اسلامی، دولت موظف شده وسائل آموزش رایگان را برای همهی شهروندان فراهم کند، رفتن به مدرسه هر سال گرانتر میشود. وزارت آموزش و پرورش با کسری بودجهای نزدیک به ۷ هزار میلیارد تومان، نه تنها از فراهم کردن امکانات تحصیل رایگان عاجز است که برای تامین هزینههای جاری خود نیز با مشکلات فراوانی روبروست.
ادامه مطلب
این پرسش را جواد طالعی (مصاحبهگر دویچه وله) با هادی قائمی (سخنگوی کمپین دفاع از حقوق بشر در ایران) در میان نهادهاست که در ادامه آورده شده است. هادی قائمی، دکترای فیزیک و استاد پیشین دانشگاههای ایران، از هفت سال پیش در سازمانهای بینالمللی پشتیبان حقوق بشر، از جمله دیدهبان حقوق بشر فعالیت دارد.
ادامه مطلبدر ادامه متن گزارش خانم کیواندخت قهاری درباره بازداشت و آزادی معلمان آورده شده است.
ادامه مطلب
پذیرش رسمی نامگذاری روزی برای کودکان به سال ۱۹۵۴ باز میگردد. سازمان ملل در نهمین مجمع عمومی خود پیشنهاد ایالات متحده را که دو سال پیش ارائه شده بود به تصویب رساند و به کشورهای عضو توصیه کرد روزی را مطابق با سنتها و اعتقادات خود به نام کودک بنامند. بسیاری از کشورها روزی در میانهی تابستان را برای این منظور برگزیدهاند، و آلمان امروز، بیستم سپتامبر را. به این مناسب نگاهی میکنیم به وضعیت ایران، که کودکآزاری و کار کودکان در سالهای اخیر در آن افزایش داشته است. روز کودک در ایران هفدهم مهرماه جشن گرفته میشود.
یونیسف از سال ۲۰۰۲ میلادی برنامهای پنج ساله را آغاز کرد که شعار آن «جهانی شایستهی کودکان» بود. این شعار در ایران تا چه حد متحقق شده است؟ سازمان بهزیستی گزارش میدهد در سال جاری تعداد کودکان خیابانی شناسایی شده در تهران به نسبت سال پیش دو برابر شده. یونیسف فروردین امسال تعداد کودکان خیابانی در ایران را بین ۴۰۰ هزار تا یک میلیون نفر برآورد کرده است. در ادامه متن گزارش بهزاد کشمیریپور آورده شده است.
در ادامه گزارش دویچه وله آورده شده است.
در ادامه گزارش دویچه وله آورده شده است.
سامان رسولپور (روزنامهنگار و فعال حقوق بشر) در گفتگو با دویچهوله از مراجعه نیروی انتظامی به منازل دو فعال مدنی کرد خبر میدهد.
خود آقای رسولپور، درحال حاضر به قید وثیقه ۱۰ میلیون تومانی آزاد است و در انتظار دادگاه به سر میبرد.
در ادامه گزارش خانم مهیندخت مصباح آورده شده است.
محل اجرای این برنامه آمفی تئاتر مرکز بینالمللی کاریتاس بود. از جمله سخنرانان این برنامه محمدرضا معینی، مسئول بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز، دکتر محمدرضا نیکفر،نویسنده و پژوهشگر و مهدی اصلانی، فعال حقوق بشر، بودند. شاهین نجفی و گروه تپش ۲۰۱۲ نیز در این برنامه از جمله ترانهای را بنام “سالها“ به مناسبت سالگرد اعدامهای جمعی زندانیان سیاسی اجرا کردند.